زندگی پر از وحشت شیما/ مداخله مددکاری در مورد زنی که نزدیک بود توسط همسرش به قتل برسد

زندگی پر از وحشت شیما/ مداخله مددکاری در مورد زنی که نزدیک بود توسط همسرش به قتل برسد | 0 دیدگاه | یکشنبه ۱۶,آذر,۱۳۹۹ | 178 نفر
زندگی پر از وحشت شیما/ مداخله مددکاری در مورد زنی که نزدیک بود توسط همسرش به قتل برسد
در یکی از روزهای سرد آذر ماه ۹۸ زنی به همراه دو فرزند خود به مهرآفرین آمد. شیما توسط اورژانس اجتماعی دولت آباد، به عنوان یک مورد حاد برای ساماندهی به موسسه معرفی شده بود.

پسری ۱۳ ساله به نام محمد و دختری ۲ ساله به اسم زهرا همراه شیما بود. او البته فرزند دیگری هم داشت، پسر ۱۸ ساله‌اش مهدی که تهدید کرده بود اگر مادرش به منزل برنگردد، او را به قتل خواهد رساند.
همسر شیما، عباس، به علت مشکلات اعصاب و روان و نیز اعتیاد به شیشه، از کارافتاده و ناتوان بود. با این حال دست از آزار و اذیت همسر و فرزندانش برنمی‌داشت و در هر فرصتی شیما و بچه‌ها را کتک می‌زد.
در آخرین اقدام، او دست‌های شیما را با دستبند بسته بود و قصد داشت سر او را ببرد که شیما به کمک پسر کوچکش محمد، موفق به فرار شد اما در حین فرار، همسرش با سلاح سرد به او حمله کرد و از چند ناحیه باعث جراحتش شد.

پدر و پسر بزهکار

شیما با کمک همسایه ها به بیمارستان منتقل شد و از آنجا با مداخله نیروی انتظامی جهت حفظ امنیت جانی، همراه فرزندانش به بهزیستی و خانه امن منتقل شدند.
همزمان مهدی پسر بزرگ خانواده که به خاطر درگیری و چاقوکشی به مدت 2 سال در کانون اصلاح و تربیت به سر می‌برد با وثیقه توسط پدر آزاد شد. او با مطلع شدن از ماجرا شروع به اصرار برای بازگشت مادر، خواهر و برادرش به خانه کرد و وقتی با امتناع مادر مواجه شد او را تهدید به قتل کرد.

اسکان موقت زن بی‌پناه در همراه‌سرا

در همین زمان بود که شیما و بچه‌هایش به موسسه مهرآفرین معرفی و انتقال داده شدند. اولین اقدامی که برای ساماندهی و حفظ امنیت آنها انجام شد، فرستادن مادر و دو فرزند به همراه سرای موسسه بود. در مدت اسکان شیما و فرزندانش در همراه‌سرا که حدود ۲ ماه طول کشید، برای کاهش ترس و اضطرابی که در اثر خشونت خانگی به آن دچار شده بودند، درمان روانشناختی بر روی آنها انجام گرفت. جلسات مستمر روانشناسی تاثیر مثبتی بر کاهش ترس و اضطراب شیما و بچه‌هایش داشت.

اجاره منزل

با هدف استقلال و ادامه زندگی در محیطی امن و آرام، شیما با حمایت موسسه خانه‌ای اجاره کرد و قرار بر این شد که به مدت یکسال نیمی از اجاره، توسط مهرآفرین پرداخت شود و تمام لوازم منزل نیز توسط موسسه تهیه شد و در اختیار مددجو قرار گرفت.
همچنین زهرا، دختر کوچک شیما، در مهد مهر موسسه ثبت نام شد و تحت آموزش و نظارت مستقیم مهد قرار گرفت. فرزند دیگر او محمد نیز در مدرسه‌ای که نزدیک منزل پدرش واقع شده مشغول به تحصیل بود که به دلیل احتمال حضور پدر در مدرسه و ایجاد خطر برای کودک، محمد با همراهی ۲ نفر از نیروهای موسسه در جلسات امتحانی و درسی‌اش شرکت کرد.
در حال حاضر شیما مشغول به کار شده و با فرزندانش زندگی آرامی را سپری می‌کند. او با حمایت موسسه درصدد گرفتن طلاق و حق حضانت بچه‌هایش است.
منبع:

دیدگاه ها

بیشتر بخوانید

نظر شما چیست؟